take turns
/teɪk tɜːrnz/
نوبتی انجام دادن
To start to love someone romantically.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They fell in love on holiday.
در تعطیلات عاشق هم شدند.
I fell in love with the city at first sight.
در نگاه اول عاشق این شهر شدم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شروع عشق، به آدم یا جا یا چیز.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
fall in love to her
fall in love with her
بعد از fall in love حرف اضافهٔ with میآید.