I had no idea.
/aɪ hæd noʊ aɪˈdiːə/
اصلاً نمیدانستم
خیالم راحت شد
Reacting to good news after worry.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The test was negative. — That's a relief.
آزمایش منفی بود. — خیالم راحت شد.
They found the keys? That's a relief.
کلیدها را پیدا کردند؟ خیالم راحت شد.
Your flight wasn't cancelled after all. — Oh, that's a relief!
پروازت آخر لغو نشد. — وای، خیالم راحت شد!
سفرWhat a relief — I thought I'd lost my passport.
چه خیالم راحت شد؛ فکر کردم پاسپورتم را گم کردهام.
شکل پرشورتر: What a reliefموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بعد از رفع یک نگرانی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
That's relief
That's a relief.
پیش از relief در این عبارت a میآید.