lie down
/laɪ daʊn/
دراز کشیدن
To serve someone, especially in a restaurant.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A young man waited on us at dinner.
یک مرد جوان سر شام از ما پذیرایی کرد.
She waits on him hand and foot.
مثل خدمتکار به او میرسد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای سرویس دادن در رستوران یا خدمت کردن به کسی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
She waits the customers.
She waits on the customers.
wait بدون on این معنا را نمیدهد؛ wait for یعنی «منتظر ماندن» و wait on یعنی «پذیرایی کردن».