پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a fly on the wall

/ə flaɪ ɑːn ðə wɔːl/uh FLY on thuh WAWL

ناظر پنهان؛ کاش آنجا بودم و می‌دیدم

تعریف انگلیسی

An unnoticed observer of a private situation.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'd love to be a fly on the wall at that meeting.

    دلم می‌خواست در آن جلسه ناظر پنهانی بودم.

  2. The documentary gives a fly-on-the-wall view of the hospital.

    این مستند نگاهی از نزدیک و بدون دخالت به بیمارستان دارد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای آرزوی شنیدن مکالمه‌ای خصوصی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a fly in the wall

    a fly on the wall

    حرف اضافه‌ی این اصطلاح on است.