a wet blanket
/ə wet ˈblæŋkɪt/
ضدحال؛ کسی که کیف بقیه را کور میکند
ضدحال مهمانی
Someone who refuses to join in the fun.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Come on, don't be a party pooper!
بیخیال، ضدحال نباش!
I hate to be a party pooper, but I have to leave early.
متأسفم که ضدحال میزنم، ولی باید زود بروم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
به شوخی، معمولاً بهعنوان عذرخواهی پیش از ترک جمع.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a party poop
a party pooper
شکل درست party pooper است.