roll out the red carpet
/roʊl aʊt ðə red ˈkɑːrpɪt/
فرش قرمز پهن کردن؛ استقبال ویژه کردن
زنگ خطر؛ نشانهی هشدار
A warning sign of a problem.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Refusing to show the contract was a red flag.
امتناع از نشان دادن قرارداد یک زنگ خطر بود.
Watch for red flags when you rent an apartment.
موقع اجارهی آپارتمان حواست به نشانههای هشدار باشد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هشدار دربارهی مشکل احتمالی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a red flags
a red flag
با a اسم مفرد میآید.