آکادمیک و کاریC1
a body of evidence
/ə ˈbɑːdi əv ˈevədəns/
مجموعهٔ شواهد
خنثی#درس و دانشگاه
For evidence to confirm a claim or theory.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The figures bear out her argument.
اعداد استدلال او را تأیید میکنند.
Later studies did not bear this out.
مطالعات بعدی این را تأیید نکردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در گزارش نتایج.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bear out it
bear it out
ضمیر بین bear و out قرار میگیرد.