پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

break the ice

/ˌbreɪk ði ˈaɪs/BRAYK thee EYESS

یخِ جمع را شکستن؛ شروع کردن گفت‌وگو و از بین بردن معذب‌بودن اولیه

تعریف انگلیسی

To do or say something that makes people feel more relaxed and helps a conversation get started, especially when meeting for the first time.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He told a joke to break the ice at the start of the meeting.

    او اول جلسه یک جوک گفت تا یخ جمع را بشکند.

    در جلسه‌ی کاری
  2. A simple question about the weather can break the ice with a stranger.

    یک سؤال ساده درباره‌ی هوا می‌تواند یخ گفت‌وگو با یک غریبه را بشکند.

  3. The host organized a quick game to break the ice among the new students.

    میزبان یک بازی کوتاه ترتیب داد تا دانشجوهای جدید با هم راحت‌تر شوند.

    در کلاس یا دورهمی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

از کشتیرانی می‌آید: کشتی‌های یخ‌شکن مسیر را در آب‌های یخ‌زده باز می‌کردند تا بقیه بتوانند عبور کنند. در گفت‌وگو هم اولین حرف همان یخ‌شکن است.

نزدیک‌ترین معادل فارسی

«سر صحبت را باز کردن»

معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسی‌زبان همین را می‌گوید.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی چند نفر تازه با هم آشنا شده‌اند یا فضای جمع خشک و معذب است و کسی کاری می‌کند تا فضا صمیمی‌تر شود. در جلسات کاری، مهمانی‌ها، کلاس‌های جدید و قرارهای اول بسیار رایج است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • break an ice

    break the ice

    این اصطلاح همیشه با the می‌آید؛ ice در اینجا غیرقابل‌شمارش است.

  • break the ice of the meeting

    break the ice at the meeting

    برای موقعیت از at یا in استفاده کنید، نه of.