I'm down
/aɪm ˈdaʊn/
پایهام! من هستم!
چه ضدحالی؛ اتفاق ناامیدکننده
Something that is disappointing or annoying.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The concert is canceled? What a bummer!
کنسرت لغو شده؟ چه ضدحالی!
It's a bummer that you can't come.
حیف شد که نمیتوانی بیایی.
The pool's closed for repairs. — Aw, bummer.
استخر برای تعمیرات بستهست. — ای بابا، چه ضدحالی.
گفتوگوی دوستانهIt's a real bummer that the trip got postponed again.
واقعاً حیفه که سفر دوباره عقب افتاد.
پیام به دوستچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
bum یعنی آدم ولگرد و بیکار. bummer در دههٔ ۱۹۶۰ در اسلنگ آمریکایی به معنی «تجربهٔ ناخوشایند» رایج شد و بعد معنای «ضدحال» گرفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای واکنش خودمانی به یک خبر ناخوشایند معمولی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
What bummer!
What a bummer!
bummer اسم قابلشمارش است و در این ساختار a میخواهد.