پرش به محتوای اصلی
عامیانهB1· متوسطغیررسمیرایج

chill (out)

/ˌtʃɪl ˈaʊt/CHIL OWT

آروم گرفتن؛ ریلکس کردن؛ بی‌خیال بودن

تعریف انگلیسی

To relax and stop worrying; to calm down.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Chill out, we've still got plenty of time.

    آروم باش، هنوز کلی وقت داریم.

  2. I just want to chill at home this weekend.

    این آخر هفته فقط می‌خوام خونه ریلکس کنم.

  3. She's really chill about deadlines.

    اون درباره‌ی ددلاین‌ها خیلی ریلکسه.

    chill به‌عنوان صفت
  4. I'm freaking out about the exam. — Chill, you've studied for weeks.

    از امتحان دارم سکته می‌کنم. — آروم باش، چند هفته‌ست داری درس می‌خونی.

    گفت‌وگوی دوستانه
  5. Our new manager is super chill about working from home.

    مدیر جدیدمون دربارهٔ دورکاری خیلی راحت می‌گیره.

    سر کار، بین همکارهای صمیمی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

chill یعنی «خنک کردن»؛ آدم آرام انگار خنک شده و از جوش افتاده است. این کاربرد از دههٔ ۱۹۷۰ در اسلنگ آمریکایی رایج شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بین دوستان. «Chill out!» به کسی که عصبی است می‌گویند؛ chill به‌عنوان صفت یعنی آدم آرام و بی‌دغدغه.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • chill out yourself

    chill out

    فعل لازم است و مفعول نمی‌گیرد.

  • I'm chilling out because of the snow. (meaning: I'm cold)

    I'm freezing because of the snow.

    chill out ربطی به سرما ندارد.