take for granted
/teɪk fər ˈɡræntɪd/
بدیهی فرض کردن؛ قدر ندانستن
سخت نگیر؛ استراحت کن
To relax, or to stay calm.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Take it easy — it's only a game.
سخت نگیر؛ فقط یک بازی است.
The doctor told me to take it easy for a week.
دکتر گفت یک هفته استراحت کنم.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
«سخت نگیر»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای آرام کردن کسی یا توصیه به استراحت؛ گاهی موقع خداحافظی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Take easy.
Take it easy.
it را جا نینداز.