throw caution to the wind
/θroʊ ˈkɔːʃən tə ðə wɪnd/
دل به دریا زدن؛ احتیاط را کنار گذاشتن
با جریان پیش رفتن؛ سخت نگرفتن
To accept a situation and not try to change it.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I don't have strong plans; I'll just go with the flow.
برنامهی خاصی ندارم؛ با جریان پیش میروم.
On holiday it's best to go with the flow.
در تعطیلات بهتر است سخت نگیری.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای پذیرش آرام شرایط.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go by the flow
go with the flow
حرف اضافهی این اصطلاح with است.