No worries
/ˌnoʊ ˈwɜːriz/
نگران نباش؛ مشکلی نیست؛ خواهش میکنم
بیخیال؛ مهم نیست؛ ولش کن
Used to tell someone not to worry about something, or that something is no longer important.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A: Sorry, what did you say? — B: Never mind, it wasn't important.
الف: ببخشید، چی گفتی؟ — ب: بیخیال، مهم نبود.
Never mind the cost — just get it fixed.
به هزینهاش فکر نکن؛ فقط درستش کن.
You missed the bus? Never mind, there's another one in ten minutes.
اتوبوس را از دست دادی؟ اشکالی ندارد، ده دقیقهی دیگر یکی میآید.
Can you pass me the… never mind, I've got it.
میشود آن… بیخیال، خودم برداشتم.
وقتی وسط حرف دیگر لازم نیستWait, where are my keys? Oh, never mind — they're in my pocket.
صبر کن، کلیدهایم کجاست؟ آهان، ولش کن؛ توی جیبم است.
پیدا شدن چیزیموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی میخواهید بگویید موضوعی دیگر مهم نیست، یا کسی را دلداری بدهید که نگران اشتباه کوچکش نباشد. بسیار رایج در گفتوگوی روزمره.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Not mind.
Never mind.
شکل ثابت never mind است.
A: Thank you! — B: Never mind.
A: Thank you! — B: You're welcome. / No problem.
در پاسخ به تشکر از never mind استفاده نمیشود.