in the blink of an eye
/ɪn ðə blɪŋk əv ən aɪ/
در یک چشم بههم زدن
نمیتوانم دقیقاً بگویم چیست
To be unable to identify exactly what is wrong or different.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Something's different about the room, but I can't put my finger on it.
یک چیزی در اتاق فرق کرده، ولی نمیتوانم بگویم چیست.
I can't quite put my finger on why I don't trust him.
دقیقاً نمیتوانم بگویم چرا بهش اعتماد ندارم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی حسی دارید اما نمیتوانید دلیلش را دقیق بیان کنید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put my finger in it
put my finger on it
حرف اضافهی این اصطلاح on است.