badly damaged
/ˈbædli ˈdæmɪdʒd/
بهشدت آسیبدیده
بههم نزدیک؛ مرتبط
Connected in an important way.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Diet and sleep are closely related.
تغذیه و خواب ارتباط نزدیکی دارند.
The two languages are closely related.
این دو زبان به هم نزدیکاند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در نوشتار علمی و توضیحی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
closely related with sleep
closely related to sleep
بعد از related حرف اضافهٔ to میآید.