پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB2· بالاتر از متوسطخنثی

a key factor

/ə kiː ˈfæktər/uh KEE FAK-ter

عامل کلیدی

تعریف انگلیسی

One of the most important causes of a result.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Price was a key factor in their decision.

    قیمت عامل کلیدی در تصمیمشان بود.

  2. Sleep is a key factor in recovery.

    خواب عامل کلیدی در بهبودی است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در گزارش و تحلیل.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a key factor of their decision

    a key factor in their decision

    بعد از factor حرف اضافهٔ in می‌آید.