فعل عبارتیB1
get back to
/ˌɡet ˈbæk tə/
بعداً جواب کسی را دادن؛ به کاری برگشتن
خنثی#گفتوگو#کار و شغل
To return to a place.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
What time will you come back?
چه ساعتی برمیگردی؟
The pain came back after a few days.
درد بعد از چند روز برگشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بازگشت به مکان یا بازگشت یک حالت (درد، مد).
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
کلمات و عبارتهای پایهی روزمره
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
come back to home
come back home
home بدون to.