پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

bring back

/brɪŋ bæk/BRING BAK

برگرداندن؛ یادآوری کردن

تعریف انگلیسی

To return something, or to make you remember.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. This song brings back so many memories.

    این آهنگ کلی خاطره زنده می‌کند.

  2. Please bring the book back tomorrow.

    لطفاً فردا کتاب را برگردان.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای بازگرداندن یا یادآوری.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • bring back me memories

    bring back memories

    این ترکیب به ضمیر me نیاز ندارد.