فعل عبارتیB2
bring along
/brɪŋ əˈlɔːŋ/
با خود آوردن
خنثی#زندگی روزمره
برگرداندن؛ یادآوری کردن
To return something, or to make you remember.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
This song brings back so many memories.
این آهنگ کلی خاطره زنده میکند.
Please bring the book back tomorrow.
لطفاً فردا کتاب را برگردان.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای بازگرداندن یا یادآوری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bring back me memories
bring back memories
این ترکیب به ضمیر me نیاز ندارد.