widely known
/ˈwaɪdli noʊn/
بهطور گسترده شناختهشده
کاملاً متفاوت
Not similar in any way.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The two cities are completely different.
این دو شهر کاملاً با هم فرق دارند.
His second album was completely different from the first.
آلبوم دومش کاملاً با اولی فرق داشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تأکید بر تفاوت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
completely different than the first
completely different from the first
شکل استاندارد different from است.