پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریC1· پیشرفتهخنثی

conversely

/kənˈvɜːrsli/kun-VURSS-lee

برعکس؛ در مقابل

تعریف انگلیسی

Introducing the opposite situation.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Rural rates fell; conversely, urban rates rose.

    نرخ‌های روستایی کاهش یافت؛ در مقابل، نرخ‌های شهری بالا رفت.

  2. Conversely, a smaller class may help.

    برعکس، کلاس کوچک‌تر ممکن است کمک کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در نوشتار علمی برای بیان حالت معکوس.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
C1پیشرفته

ظرافت‌های معنایی و زبان طبیعی native

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • conversely to that

    conversely,

    این قید مستقیماً به جمله وصل می‌شود.