پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

deep sleep

/diːp sliːp/deep sleep

خواب عمیق

تعریف انگلیسی

A state of sleeping soundly and not waking easily.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The baby was in a deep sleep.

    نوزاد در خواب عمیقی بود.

  2. The noise woke me from a deep sleep.

    صدا مرا از خواب عمیق بیدار کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای توصیف خواب راحتی که فرد به‌آسانی از آن بیدار نمی‌شود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • She was in a deeply sleep.

    She was in a deep sleep.

    پیش از اسم sleep از صفت deep استفاده می‌شود، نه قید deeply.