پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a fat cat

/ə fæt kæt/uh FAT KAT

پولدارِ بانفوذ (اغلب با بار منفی)

تعریف انگلیسی

A rich and powerful person, often one seen as greedy.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The bonuses went to the fat cats at the top.

    پاداش‌ها به پولدارهای رده‌بالا رسید.

  2. Voters are tired of fat cats making the rules.

    رأی‌دهنده‌ها از اینکه پولدارهای بانفوذ قانون بنویسند خسته‌اند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در بحث‌های سیاسی و اقتصادی، با لحن انتقادی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a fat cat man

    a fat cat

    خودِ fat cat به معنای شخص است و به man نیاز ندارد.