cat got your tongue?
/kæt ɡɑːt jʊr tʌŋ/
زبانت را موش خورده؟
پولدارِ بانفوذ (اغلب با بار منفی)
A rich and powerful person, often one seen as greedy.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The bonuses went to the fat cats at the top.
پاداشها به پولدارهای ردهبالا رسید.
Voters are tired of fat cats making the rules.
رأیدهندهها از اینکه پولدارهای بانفوذ قانون بنویسند خستهاند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در بحثهای سیاسی و اقتصادی، با لحن انتقادی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a fat cat man
a fat cat
خودِ fat cat به معنای شخص است و به man نیاز ندارد.