give the green light
/ɡɪv ðə ɡriːn laɪt/
چراغ سبز نشان دادن؛ اجازه دادن
دست سبز داشتن؛ در باغبانی خوب بودن
To be good at growing plants.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
My grandmother had a green thumb; everything she planted grew.
مادربزرگم دست سبزی داشت؛ هر چه میکاشت سبز میشد.
I don't have a green thumb — even my cactus died.
دستم سبز نیست؛ حتی کاکتوسم هم خشک شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توصیف علاقه و استعداد باغبانی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
have green thumbs
have a green thumb
در آمریکا thumb مفرد است.
have green fingers
در بریتانیا green fingers گفته میشود.