for instance
/fər ˈɪnstəns/
برای نمونه
در پایان؛ نتیجه اینکه
Introducing the final summary of an argument.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
In conclusion, the method is promising but untested.
در پایان، این روش امیدبخش اما آزمایشنشده است.
In conclusion, three changes are recommended.
نتیجه اینکه سه تغییر پیشنهاد میشود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در آخرین پاراگراف مقاله یا سخنرانی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
In the conclusion, the method is promising
In conclusion, the method is promising
این عبارت بدون the میآید.