پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB1· متوسطرسمی

to sum up

/tə ˌsʌm ˈʌp/tuh SUM UP

خلاصه اینکه؛ در جمع‌بندی

تعریف انگلیسی

Used to introduce a summary or conclusion.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. To sum up, we need more time and a bigger team.

    خلاصه اینکه به زمان بیشتر و تیم بزرگ‌تری نیاز داریم.

  2. Let me sum up the main points.

    بگذارید نکات اصلی را جمع‌بندی کنم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

پایان ارائه، مقاله، ایمیل بلند.

لحن
رسمیFormal

مناسب نوشتار رسمی، مقالات، گزارش‌ها و ایمیل‌های اداری

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • to sum it

    to sum up

    up لازم است.