take part in
/ˌteɪk ˈpɑːrt ɪn/
شرکت کردن در
به جمع پیوستن؛ همراه شدن در فعالیت
To start taking part in an activity that others are already doing.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Everyone's singing — join in!
همه دارند میخوانند؛ تو هم بیا!
The kids joined in the game.
بچهها به بازی پیوستند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بازی، آواز، بحث، جشن.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
join to the game
join in the game / join the game
بدون to.