turn a blind eye
/tɜːrn ə blaɪnd aɪ/
چشمپوشی کردن؛ خود را به ندیدن زدن
ذهن باز داشتن؛ پیشداوری نکردن
To be willing to consider new ideas before judging.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Keep an open mind until you've heard both sides.
تا وقتی حرف هر دو طرف را نشنیدهای پیشداوری نکن.
I went to the meeting with an open mind.
با ذهنی باز به جلسه رفتم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تشویق به نپذیرفتن پیشداوری و آمادگی برای نظر جدید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
keep an opened mind
keep an open mind
صفت درست open است، نه opened.