get buy-in
/ɡet ˈbaɪ ɪn/
جلب موافقت و همراهی
کسی را وارد جریان کردن
To include someone in an email chain or discussion.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'll loop Maryam in on this thread.
مریم را در این رشتهٔ ایمیل وارد جریان میکنم.
Can you loop me in when they reply?
وقتی جواب دادند مرا هم در جریان بگذار؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در ایمیل و پیامهای کاری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
loop in me when they reply
loop me in when they reply
ضمیر بین loop و in قرار میگیرد.