پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

off the top of my head

/ɔːf ðə tɑːp əv maɪ hed/awf thuh TOP uv my HED

همین‌طوری و بدون فکر قبلی؛ فی‌البداهه

تعریف انگلیسی

Said when you answer without checking or thinking carefully.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Off the top of my head, I'd say about fifty people came.

    همین‌طوری بخواهم بگویم، حدود پنجاه نفر آمدند.

  2. I can't give you the exact figure off the top of my head.

    نمی‌توانم همین‌طوری و بدون نگاه کردن عدد دقیق را بگویم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی پاسخی تقریبی می‌دهید و می‌خواهید بگویید هنوز بررسی نکرده‌اید.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • from the top of my head

    off the top of my head

    این اصطلاح با off شروع می‌شود، نه from.