my hands are tied
/maɪ hændz ɑːr taɪd/
دستم بسته است؛ کاری از دستم برنمیآید
نوک زبانم است
Almost remembered but not quite.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
What's her name? It's on the tip of my tongue.
اسمش چی بود؟ نوک زبانم است.
The word was on the tip of my tongue all day.
آن کلمه تمام روز نوک زبانم بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی چیزی را تقریباً به یاد میآورید اما نه کاملاً.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in the tip of my tongue
on the tip of my tongue
حرف اضافهی این اصطلاح on است.