a golden handshake
/ə ˈɡoʊldən ˈhændʃeɪk/
پاداش کلان هنگام ترک شغل
شبی پر از خوشگذرانی داشتن
To go out and celebrate wildly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
After the exams we painted the town red.
بعد از امتحانها شهر را روی سرمان گذاشتیم.
It's your birthday — let's paint the town red!
تولدت است؛ بیا حسابی خوش بگذرانیم!
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای جشن گرفتن پرسروصدا.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
paint the town in red
paint the town red
این اصطلاح به حرف اضافه نیاز ندارد.