a fish out of water
/ə fɪʃ aʊt əv ˈwɔːtər/
مثل ماهی بیرون از آب؛ معذب در محیط ناآشنا
آدم که قحط نیست
There are many other people you could have a relationship with.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't cry over him — there are plenty of fish in the sea.
به خاطرش گریه نکن؛ آدم که قحط نیست.
She reminded me there were plenty more fish in the sea.
یادآوری کرد که آدم قحط نیست.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دلداری به کسی بعد از جدایی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
plenty of fishes in the sea
plenty of fish in the sea
جمع fish در این اصطلاح همان fish است.