پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطغیررسمی

run into

/ˌrʌn ˈɪntuː/RUN IN-too

اتفاقی به کسی برخوردن؛ با مشکلی مواجه شدن

تعریف انگلیسی

To meet someone by chance; or to unexpectedly experience a problem.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I ran into an old classmate at the supermarket.

    در سوپرمارکت اتفاقی یکی از هم‌کلاسی‌های قدیمی را دیدم.

  2. We ran into some problems with the software.

    با چند مشکل در نرم‌افزار مواجه شدیم.

    گزارش کاری
  3. You'll never guess who I ran into today!

    عمراً حدس بزنی امروز اتفاقی کی را دیدم!

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دو کاربرد اصلی: دیدار غیرمنتظره با کسی، و برخورد با مشکل یا مانع. هر دو در محاوره و ایمیل‌های کاری غیررسمی رایج‌اند.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I ran into with him.

    I ran into him.

    حرف اضافه‌ی اضافی with لازم نیست.

  • I ran to him at the mall. (meaning: met by chance)

    I ran into him at the mall.

    run to یعنی «به‌سمت او دویدم»؛ برای برخورد اتفاقی into لازم است.