پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

settle down

/ˈsetl daʊn/SET-ul DOWN

آرام گرفتن؛ سروسامان گرفتن

تعریف انگلیسی

To become calm, or to start a stable life in one place.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Settle down, everyone — the film's starting.

    همه آرام بگیرید؛ فیلم دارد شروع می‌شود.

  2. They settled down in a small town.

    در یک شهر کوچک سروسامان گرفتند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دو معنای رایج؛ بافت مشخص می‌کند.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • settle down in calm

    settle down

    این فعل به مفعول نیاز ندارد.