فعل عبارتیB1
wear off
/wer ɔːf/
اثرش از بین رفتن
خنثی#سلامت و بدن
To become unusable through use, or to exhaust someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
These shoes wore out in six months.
این کفشها ششماهه از بین رفتند.
The children wore me out.
بچهها خستهام کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ اشیا و انرژی افراد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
wear out me
wear me out
ضمیر بین wear و out قرار میگیرد.