پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

wear out

/wer aʊt/WAIR OWT

فرسوده شدن؛ خسته کردن

تعریف انگلیسی

To become unusable through use, or to exhaust someone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. These shoes wore out in six months.

    این کفش‌ها شش‌ماهه از بین رفتند.

  2. The children wore me out.

    بچه‌ها خسته‌ام کردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ اشیا و انرژی افراد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • wear out me

    wear me out

    ضمیر بین wear و out قرار می‌گیرد.