pick up
/ˌpɪk ˈʌp/
برداشتن؛ (با ماشین) دنبال کسی رفتن؛ یاد گرفتن (اتفاقی)؛ بهتر شدن
بلند شدن (هواپیما)؛ درآوردن (لباس)؛ ناگهان موفق شدن؛ مرخصی گرفتن
To leave the ground (a plane); to remove clothing; to suddenly become successful; or to take time off work.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The plane took off on time.
هواپیما بهموقع بلند شد.
Take off your shoes, please.
لطفاً کفشهایتان را دربیاورید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
پرواز، لباس، رشد ناگهانی کسبوکار، و مرخصی (take a day off).
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take off it
take it off
ضمیر وسط میآید.