talk over
/tɔːk ˈoʊvər/
با هم بررسی کردن
To persuade someone to do something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She talked me into joining the choir.
راضیام کرد به گروه کُر بپیوندم.
He talked his brother into lending him the car.
برادرش را راضی کرد ماشین را قرض بدهد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ اقناع، گاهی با کمی فشار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
talk me into join the choir
talk me into joining the choir
بعد از into فعل ing میآید.