پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

try out

/traɪ aʊt/TRY OWT

امتحان کردن

تعریف انگلیسی

To test something to see if it works or if you like it.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I want to try out the new restaurant.

    می‌خواهم رستوران جدید را امتحان کنم.

  2. We're trying out a new system at work.

    در کار داریم یک سیستم جدید را امتحان می‌کنیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای آزمودن چیز تازه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • try on the new restaurant

    try out the new restaurant

    try on فقط برای لباس است.