پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

come about

/kʌm əˈbaʊt/KUM uh-BOWT

اتفاق افتادن؛ پیش آمدن

تعریف انگلیسی

To happen, especially in an unexpected way.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. How did the misunderstanding come about?

    این سوءتفاهم چطور پیش آمد؟

  2. The change came about after a long debate.

    این تغییر بعد از بحثی طولانی رخ داد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کمی رسمی، برای پرسیدن علت یک اتفاق.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • how did it come about to happen?

    how did it come about?

    خودِ come about به معنای اتفاق افتادن است.