پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

come off

/kʌm ɔːf/KUM AWF

کنده شدن؛ موفق شدن

تعریف انگلیسی

To become detached, or to succeed.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The handle came off in my hand.

    دستگیره در دستم کنده شد.

  2. The party didn't quite come off as planned.

    مهمانی آن‌طور که برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اشیا یا موفقیت برنامه‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the handle came of

    the handle came off

    املای درست off با دو f است.