پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

come forward

/kʌm ˈfɔːrwərd/KUM FOR-werd

داوطلب شدن؛ اطلاعات دادن

تعریف انگلیسی

To offer help or information, especially to the police.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Police are asking witnesses to come forward.

    پلیس از شاهدان می‌خواهد خودشان را معرفی کنند.

  2. Nobody came forward to claim the money.

    هیچ‌کس برای ادعای پول پیش‌قدم نشد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در اخبار و اطلاعیه‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • come forward information

    come forward with information

    بعد از come forward از with استفاده می‌شود.