touch base
/ˌtʌtʃ ˈbeɪs/
تماس کوتاه گرفتن برای هماهنگی یا پیگیری؛ در جریان قرار گرفتن
موضوعی را پیش کشیدن یا مطرح کردن؛ بزرگ کردن بچه
To mention or start talking about a subject; or to raise a child.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I didn't want to bring up the budget during dinner.
نمیخواستم سر شام بحث بودجه را پیش بکشم.
She was brought up by her grandparents.
او را پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ کردند.
Why did you bring that up now?
چرا الان این را مطرح کردی؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
معنی اول در جلسات و گفتوگوها: مطرح کردن نکته یا موضوع. معنی دوم دربارهی تربیت فرزند (اغلب به شکل مجهول: was brought up).
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bring up it
bring it up
ضمیر مفعولی وسط میآید.
I was grown up by my parents.
I was brought up by my parents.
grow up لازم است و مفعول نمیگیرد؛ برای «بزرگ کردن» از bring up یا raise استفاده کنید.