پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

bring up

/ˌbrɪŋ ˈʌp/BRING UP

موضوعی را پیش کشیدن یا مطرح کردن؛ بزرگ کردن بچه

تعریف انگلیسی

To mention or start talking about a subject; or to raise a child.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I didn't want to bring up the budget during dinner.

    نمی‌خواستم سر شام بحث بودجه را پیش بکشم.

  2. She was brought up by her grandparents.

    او را پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ کردند.

  3. Why did you bring that up now?

    چرا الان این را مطرح کردی؟

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

معنی اول در جلسات و گفت‌وگوها: مطرح کردن نکته یا موضوع. معنی دوم درباره‌ی تربیت فرزند (اغلب به شکل مجهول: was brought up).

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • bring up it

    bring it up

    ضمیر مفعولی وسط می‌آید.

  • I was grown up by my parents.

    I was brought up by my parents.

    grow up لازم است و مفعول نمی‌گیرد؛ برای «بزرگ کردن» از bring up یا raise استفاده کنید.