پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

leave out

/liːv aʊt/LEEV OWT

جا انداختن؛ کنار گذاشتن

تعریف انگلیسی

To not include someone or something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. You left out an important detail.

    یک جزئیات مهم را جا انداختی.

  2. She felt left out at the party.

    در مهمانی حس کرد کنار گذاشته شده.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای حذف عمدی یا سهوی؛ feel left out یعنی «حس طردشدگی».

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • You left an important detail.

    You left out an important detail.

    بدون out معنای «جا گذاشتن» می‌دهد.