drop out
/drɑːp aʊt/
انصراف دادن؛ ترک تحصیل کردن
To not include someone or something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You left out an important detail.
یک جزئیات مهم را جا انداختی.
She felt left out at the party.
در مهمانی حس کرد کنار گذاشته شده.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای حذف عمدی یا سهوی؛ feel left out یعنی «حس طردشدگی».
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
You left an important detail.
You left out an important detail.
بدون out معنای «جا گذاشتن» میدهد.