make up for
/ˌmeɪk ˈʌp fɔːr/
جبران کردن
از خود درآوردن (داستان، بهانه)؛ آشتی کردن
To invent a story or excuse; or to become friends again after an argument.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He made up an excuse for being late.
برای دیر آمدنش بهانهای سر هم کرد.
They argued but made up the next day.
دعوا کردند ولی روز بعد آشتی کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بهانه و داستان ساختگی؛ آشتی بعد از دعوا.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make up an excuse up
make up an excuse
up یک بار میآید.