پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطغیررسمی

break up

/ˌbreɪk ˈʌp/BRAYK UP

به هم زدن (رابطه)؛ متفرق شدن

تعریف انگلیسی

To end a romantic relationship; or to split into parts.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. They broke up after three years together.

    بعد از سه سال با هم بودن، به هم زدند.

  2. She broke up with him over text.

    با پیامک با او به هم زد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

روابط عاطفی؛ پایان جلسه یا مدرسه (school breaks up for summer).

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • break up from him

    break up with him

    حرف اضافه with است.