salty
/ˈsɔːlti/
دلخور و بدعنق (بهخاطر یک چیز کوچک)؛ ناراحت و کمی حسود
یکهو ناپدید شدن و جواب پیام و تماس کسی را ندادن (قطع رابطه بدون توضیح)
To suddenly stop replying to someone's messages and calls, ending a relationship without explanation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We went on two dates and then he ghosted me.
دو بار با هم بیرون رفتیم و بعد یهو غیبش زد و جوابم رو نداد.
Don't ghost the recruiter — just tell them you're not interested.
کارشناس استخدام رو بیجواب نذار؛ فقط بگو علاقهای نداری.
توصیهی شغلیI think I've been ghosted.
فکر کنم بیخبر ولم کرده.
Did she ever text you back? — Nope. She ghosted me.
آخرش جوابت رو داد؟ — نه. یهو غیبش زد.
گفتوگوی دوستانهThe company ghosted me after the final interview.
شرکت بعد از مصاحبهٔ آخر دیگه هیچ خبری ازم نگرفت.
جستوجوی کارچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
تصویرش روح (ghost) است که بیصدا ناپدید میشود. این کاربرد حدود سال ۲۰۱۵ با اپهای دوستیابی فراگیر شد و همان سالها به فرهنگهای لغت راه یافت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهی روابط عاطفی، دوستی و حتی فرایند استخدام. فعل است و مفعول میگیرد: ghost someone.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
He ghosted with me.
He ghosted me.
مستقیم و بدون حرف اضافه.
He ghosted. (meaning: he ignored me)
He ghosted me.
معمولاً مفعول دارد.