پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

make up for

/ˌmeɪk ˈʌp fɔːr/MAYK UP for

جبران کردن

تعریف انگلیسی

To compensate for something bad or missing.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'll make up for missing your birthday, I promise.

    قول می‌دهم جبران کنم که تولدت را از دست دادم.

  2. Hard work can make up for a lack of experience.

    سخت‌کوشی می‌تواند کمبود تجربه را جبران کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

جبران خطا، غیبت یا کمبود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make up my mistake

    make up for my mistake

    for لازم است.