pull strings
/pʊl strɪŋz/
پارتیبازی کردن؛ از نفوذ استفاده کردن
کارگر یدی
Someone who does physical work, often in a factory.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Blue-collar workers are worried about automation.
کارگران یدی نگران خودکارسازیاند.
His father was a blue-collar worker all his life.
پدرش تمام عمر کارگر یدی بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در بحثهای اجتماعی و اقتصادی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a blue collared worker
a blue-collar worker
صفت مرکب blue-collar است.