low-key obsessed
/ˈloʊ kiː əbˈsest/
یهجورایی عاشقشم
حرکت قدرتمندانه
A bold action that shows confidence or control.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Turning down the offer was a real power move.
رد کردن آن پیشنهاد واقعاً حرکت قدرتمندانهای بود.
Showing up first is a quiet power move.
اولین نفر رسیدن یک حرکت قدرتمندانهٔ آرام است.
He left the meeting early to pick up his kid. — Honestly? Power move.
جلسه رو زودتر ترک کرد که بچهش رو برداره. — راستش؟ حرکت قدرتمندانهای بود.
سر کار، بین همکارهای صمیمیReplying "Sounds good" to a long, angry email is a power move.
جواب دادن «باشه، خوبه» به یه ایمیل طولانی و عصبانی، یه حرکت قدرتمندانهست.
شوخی دربارهٔ محیط کارچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
move یعنی «حرکت» در بازیهایی مثل شطرنج. power move حرکتی است که نشان میدهد کنترل دست توست.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تحسین تصمیم جسورانه، اغلب با تحسین شوخ.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a power moving
a power move
شکل اسمی این ترکیب move است.